عباس اقبال آشتيانى
60
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
و او را كشتند و قبل از آنكه لشكريانش از اين واقعه مطلع شوند ايشان را متفرق ساختند و قلعهء شهر را متصرّف شده بعد از سه روز ديگر كه امين ملك رسيد آن را به تصرف او دادند و امين ملك بر غزنه استيلا يافت . چنگيز در اين موقع مشغول محاصرهء طالقان بود و جز معدودى از مغول بقيهء لشكريان او همه با خود او بودند . امين ملك يك دسته از اين قشون متفرّق چنگيزى را كه دو سه هزار نفر بيش نبودند منهزم كرد و صلاح الدّين كوتوال را در غزنه گذاشته بتعقيب ايشان رفت و شمس الملك وزير را هم در قلعهاى محبوس ساخت . در غياب امين ملك مردم غزنه صلاح الدّين را كشتند و دو برادر كه از ترمذ آمده بودند بنام رضىّ الملك و عمدة الملك بر آن شهر مستولى شدند و رضى الملك به سلطنت غزنين منصوب گرديد . جماعتى از تركمانان و تركان خلج در پيشاور در تحت سردارى سيف الدّين اغراق - ملك اجتماع نمودند و چون رضى الملك خواست ايشان را مغلوب كند خود شكست يافت و در اين اثنا اعظم ملك پسر عماد الدّين والى سابق بلخ « 1 » و ملك شير حكمران كابل به غزنه حمله برده آن شهر را از عمدة الملك برادر رضى الملك گرفتند و در آنجا مقام كردند . سلطان جلال الدّين به تفصيلى كه سابقا ديديم بعد از زدوخورد با مغول در حدود نيشابور در اواخر سال 617 به طرف هرات حركت نمود و در بين راه شمس الملك را از حبس نجات داده قبلا به غزنه فرستاد و خود نيز در اوايل سال 618 به آن شهر ورود كرد و ورود او مقارن شد با مراجعت امين ملك به اين شهر . امين ملك با 30000 همراهيان خود باستقبال جلال الدّين آمد و سيف الدّين اغراق و اعظم ملك و مظفّر ملك رئيس افاغنه و سردار تركان قرلق نيز با همين اندازه سپاهى به خدمت او پيوستند و جلال الدّين دختر امين ملك را به زوجيّت گرفته مستعدّ دستوپنجه نرم كردن با مغول گرديد . جنگ پروان و فتح جلال الدين - سلطان جلال الدين بعد از تهيهء اسباب كار خود با سپاهيانى كه مخلوطى بود از اقوام مختلفهء ترك و افغانى و غورى و خلج و قرلق به قصبهء پروان ( از آباديهاى بين غزنه و باميان نزديك غزنين و قريب به سرچشمهء رودخانهء
--> ( 1 ) - رجوع كنيد بذيل صفحهء 43 از همين كتاب .